سلاااااااااااام

برعکس اون چند وقت , این چند وقت خیلی خوش گذشته.خدا رو شکر.اینجا 2,3 روزیه که بارون میاد و دیروز برای چند دقیقه خیلی شدید بود.شنبه با مریم و سانی و سلیمه رفتیم برا حمیده کادوی تولد بخریم.بارون خیلی شدید بود.چون حاشیه پیاده رو و خیابون هم سطح شده بودن , مجبور شدیم بریم داخل آب و کفشامون پر از آب شده بود.شب خیلی خیلی خوبی بود.

عسل قربونش برم بوسیدن رو یاد گرفته!!  (استغفرا.. ,سالی که نکوست از بهارش پیداست!  )

مامان زنداداش فوت شدن.خدا بیامرزدشون.

شاید جمعه از طرف دانشگاه بریم نیاسر و مشهد اردهال.تا خدا چی بخواد.

فعلا