خوابم نمیبرد گفتم بیام یه سر به وبلاگ بزنم.4 شنبه ی هفته ی قبل اومدم خونه.سرگیجه ی شدید داشتم که دکتر گفت به خاطر التهاب وستیبول گوش میانیته!! الان بهترم.دستمون بنده خونه تکونیه.اگه خدا بخواد امروز دیگه تمامه.راستی جمعه با دختر خاله م رفتیم بازار و نکته ی جالب اینجا بود که من با اینکه قصد خرید برا خودمو نداشتم،برعکس هر سال بدون وسواس همیشگی مانتو و کفش و شلوار خریدم! شال و کیف و.. هم که قبلا گرفته بودم،خودمم باورم نمیشد انقدر راحت خرید کرده باشم.خدا رو شکر امسال مامانم از تصمیم و انتخاب لباسای داخل خونه نجاتم داد،خودش به سلیقه ی خودش گرفته بود و منم دوستشون داشتم.دستش درد نکنه واقعا. ![]()
یه عروسک ناز و دوست داشتنیه شل و وله پشمالو دیدم ولی نخریدمش الان پشیمونم!! ![]()
اتفاق مهمه دیگه تو این هفته تولد غزل عزیزم (خواهرزاده م ) بود.20 اسفند.21 هم تولد برادرزاده م محمد بود! اوووووف که اسفند تولد پشت تولده تو خانواده ی ما. ![]()
فعلا تصمیم گرفتن برا تعطیلات عید بریم جنوب،اگه تصمیم عوض نشه ظاهرا قراره بریم یاسوج و شیراز و بعدم خوزستان خونه ی اقوام پدری.اینکه یکم بریم یا دوم هنوز مشخص نیست.
آدما رو میبخشی برا اینکه کاریو که ناراحتت میکنه تکرار نکنن ولی ظاهرا اینو فقط یه تعدادی درک میکنن،بقیه فکر میکنن بخشیدن یعنی دادن مجوز برا اینکه همون کارو دوباره تکرار کنن.حالا تکلیف چیه؟ این دسته از ادما رو هم باید ببخشی؟؟بخشیدن این آدما به معنی دادن فرصت سوء استفاده نیست؟
اگه کسی بدونه انجام یه کاری ناراحتت میکنه ولی بازم تکرارش کنه و هر بار معذرت خواهی کنه و بازتکرار و باز..، حتی اگه اون کار خیلی هم پیش پا افتاده باشه و به راحتی بشه انجامش نداد،آیا بازم باید طرفتو ببخشی یا بیخیالش بشی؟! آیا پشت این تکرار ناراحت کننده مفهوم خاصی هست؟؟ واقعا نمیدونم! ![]()
سعی میکنم قبل از تحویل سال بازم بیام ولی اگه نشد،عید همه مباااااااارک،تعطیلات خوش بگذره و امیدوارم سال خیلی خوبی برا همه باشه. ![]()
![]()
![]()
برام منم دعا کنید.

سلام.یه روز تصمیم گرفتم اتفاقایی که واسم میفته رو یه جایی بنویسم که آخر سال موقع خونه تکونی به خاطر جاگیر بودن دور نندازمش! این بود که اومدم سراغ وبلاگ.در ضمن دوست دارم خواهر زاده و برادر زاده هام وقتی میخوننش روزای بچه گیشون یادشون بیاد.خودمم این روزا یادم بمونه.راه خوبیه واسه دنبال کردن روند صعودی یا نزولی زندگیم!